تبلیغات
اینجا چراغی روشن است. - دلم می خواست بند از پای جانم باز می كردند...
وبلاگicon
دلم می خواست بند از پای جانم باز می كردند... ...


میگن گرگها حیوونهای اجتماعی هستن

اونها گروهی زندگی میکنن و هیچ گرگی تنها زندگی نمیکنه...

گرگها حتی برای شکار با هم میرند و موقعی یکی از اونا کمک میخواد

مثلا توی تله گیر کرده همه به کمکش میرن...

اما موقع خواب ،گردن به گردن هم میخوابن!!!

یعنی هیچکدومشون به دیگری اعتماد نمیکنه و کاملا هوشیار و آگاه میخوابن!!!


پ.ن 1) قصه ی تلخی ست گرگ وار زیستن...

پ.ن2) برای گوسفندان چقدر زجر آوره زیستن در میان گرگها...

پ.ن3) البته برای مایی که نمیتونیم گرگ باشیم ،

ترجیح میدم گوسفندی در لباس گرگ باشیم ...اینجوری هم ذاتمون سرجاشه

و هم امنیتمون زیاده...... اوهووم.


حس نوشت)

یک نفر

همیشه یک نفر نیست

یک نفر گاهی همه است

شاید حالا بتوانی بفهمی

وقتی غروب یک روز تعطیل

دلم برای تو تنگ می شود

چه دلتنگی عظیمی را

به دوش می کشم...*                                                     *شاه حسین زاده


پ.ن 4) و من سخت دلتنگم...



 

های لایت ) لینک دانلود آهنگ"نامه عشق " با صدای بهنام صفوی عزیز.


دوباره دلم برات تنگ شده

از غم دوری تو تب کردم..



 

دوباره دلم برات تنگ شده

از غم دوری تو تب کردم

من مقصرم خودم می دونم

همه روزامو خودم شب کردم

من همش بهونه اوردم که

راه خونه یتو خیلی دوره

اما عشق تو مثل بارون شد

داره چشم های منو می شوره

داره چشم های منو می شوره

من به عشق پر زدم

تا دوباره پیش تو اومدم

چشم من رو به احساس تو وا شد

قلب از خودش بی خوده

مثل کفتر ها هوایی شد

زیر نامه عشق من امضا شد

زیر نامه عشق من امضا شد

خودت امشب همه چی رو خوندی

از نگاه من عاشق می شه

بهترین صحنه عمر وقتی

چشم من از عشق تو تر می شه

یه صدایی توی گوشم می گفت

حق نداری مردد باشی

دورترین فاصله ها نزدیکته

شرطش اینه که تو مقصد باشی

شرطش اینه که تو مقصد باشی

 

 


2نوشته شده در 1391/07/17 ساعت 18:17 توسط آیدا    نظر شما ()
ویرایش شده در 1391/07/17 ساعت 18:41

صفحات :