تبلیغات
اینجا چراغی روشن است. - اونی که مدعی بود عاشقته...
وبلاگicon
اونی که مدعی بود عاشقته... ...

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

سیزده مین روز بهار سال 1391 شاد باد...

خواننده ی عزیز وبلاگ ... دوست عزیزم

براتون بهترینها رو آرزو میکنم.

 

تفسیر آزاد ) شما نظرتون رو بگین من آخرش مینویسم....

آخر نوشت )

من فکر میکنم یعنی زنجیر خود ما هستیم

باید خودمون بخواییم و باور کنیم میتونیم

و پر بکشیم تا لذت پرواز رو تجربه کنیم.



اونی که مدعی بود عاشقته...


تو رو توو فاصله ها تنها گذاشت...


بی خبر رفت...


بی خبر رفت و توو این بی راهه ها رد پاشم واسه چشمات جانذاشت.

 


پ.ن) اصلا نمیتونم عشق رو باور کنم...

همه ی دوست داشتنهایی که میبینم مقطعیند و تاریخ مصرف دارن...

عشاق تاریخ مثل :

فرهاد و شیرین ( وحشی بافقی)

شیرین و خسرو  ( امیر خسرو دهلوی)

سلامان و آبسال  ( جامی )

بیژن و منیژه  ( شاهنامه فردوسی)

لیلی و مجنون ( نظامی و جامی )

وامق و عذرا  ( عنصری )

ویس و رامین ( فخرالدین اسعد گرگانی )

یوسف و زلیخا ( جامی)

و....

اصلا نمیدونم والا اینا توی واقعیت بودن ؟

یا فقط توی ذهن نویسنده بودن ؟

اصلا اگه این نوشته ها نبود کسی ادعای عشق میکرد...

حالم بد میشه از مدعیان عشق... اونایی که فقط مدعی هستند و ....

 


دعا نوشت )

امیدوارم هرگز کسی اسیر و وابسته ی عشق زمینی تاریخ انقضاء دار نشه...

 

بی ربط نوشت )

 

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای.


این منم که به یادم اجازه نمیدهم


حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند.


صحبت از فراموشی نیست.صحبت از لیاقت است...

 



های لایت ) لینک دانلود ترانه " عیدی " با صدای زیبای مهدی یراحی .


هر سال تو این لحظه ها حالم همینه انگار که غرق یه حس اضطرابم

چندساعته دیگه درست یک سال میشه که نمی تونم بخوابم

هر سال تو این لحظه ها حالم همینه انگار سر ریزم از احساس رسیدن...


پ.ن) مرسی از دوست عزیزم ( آن روز هنوز به پایان نرسیده است )واسه ارسال این لینک.




2نوشته شده در 1391/01/12 ساعت 09:00 توسط آیدا    نظر شما ()
ویرایش شده در 1391/01/14 ساعت 18:25

صفحات :
نمایش نظرات 1 تا 30